خبرهایی به گوش می رسه که قراره جناب آقای سامی یوسف خواننده کاملا ایرانی
در برنامه کوله پشتی حاضر بشه.این روزها هم که آهنگهای اون رو بدلیل علاقه ی زیاد تلویزیونی ها به او میشنوید.
ایشون یکی از بهترین خواننده هایی هست که تو عمرم دیدم و باید بهش افتخار کرد که تونسته در دنیا چنان کولاکی بپا کنه که بیا و ببین! و محبوبترین خواننده در بین عرب ها شناخته بشه.
حتما می دونید که ایشون فرزند بابک رادمنش آهنگساز ایرانی ساکن انگلیس هست و اصل و نسبی آذری داره و بزرگ شده ی تهران هست.
چرا تعجب می کنی؟مگه چیه اسمش رو عربی کرده تا تو دل عربها جا باز کنه؟!چه ایرادی داره خب؟!آخه با زبان فارسی نمیشه درباره ی اسلام و حضرت محمد (ص) خوند!اصلا می دونی چیه سامی اگه یه ایرانی نمیشد شک نکن که یه عرب تمام عیار میشد.سامی اینقدر وطن و مردمش رو دوست داره که نگو!اصلا می دونی چرا از اومدن به ایران خودداری می کنه؟می خواد حس وطن پرستیش بیشتره شه!
سامی جان بی صبرانه منتظر حضورت در ایران هستیم و می خوایم که با زبان عربی برامون صحبت کنی!
دوست من قبل از اینکه بخوای با عصبانیت حرفی بزنی یه نفس عمیق بکش و یه کم فکر کن.
پ.ن ۱: البته زبان عربی و اعراب هیچگونه مشکلی ندارند اما تغییر هویت مشکل داره!
پ.ن ۲:باور کنید اگه هویت خودش رو حفظ می کرد من هم یکی از طرفداراش می شدم.
پ.ن ۳:حتما شنیدید که مصطفی کرمی تصویربردار جوانی که در حال تهیه یک فیلم مستند بوده دچار سانحه شده و حالا می خواد زندگی بدون دست و پا رو شروع کنه.ما که نمی تونیم درکش کنیم حداقل برای حمایت از او به این سایت بریم.
پ.ن ۴:آنقدر گشتم در این دنیای دیوانه که خود نیز شدم چو دیوانه!
پ.ن ۵:اینا همه حرفهای خودم هست پس منبعش خودمم!
پ.ن ۶:دوستان گفته بودند که مطمئنی ایرانیه؟آقا اگه یه ذره مطبوعات و سایتهای اینترنتی رو دنبال کنید می فهمید،ای بابا!
همه جا حرف از جوونیه،حرف از این همه جوون که ایران از وجودشون به خودش می باله،حرف از اینه که جوونهای ایران باید فرشته باشند.
چرا گوشاتون رو محکم گرفتین و چشماتون رو بستید و فریاد می زنید که جوون ایرانی بلند شو دنیا در دست توست!شوخی می کنی؟دنیا تو دست منه؟اگه اینجوریه پس چرا کسی ما رو تحویل نمی گیره؟!بسه اینقدر جوون جوون نکنید دیگه حالم از هرچی جوونیه بهم می خوره.آقا به خدا ما فرشته نیستیم ما هم آدمیم تا می خوایم یه لباس رو که دوست داریم بپوشیم میگن ای بابا تو جوونی باید الگوی دیگران باشی!جوونم جوونهای قدیم!تا میخوایم بگیم ما هم هستیم ما هم حرف داریم میگن این حرفها از تو بعیده.اگه جوونی به اینه که باید لال بشیم و هرچی که اطرافمون میگذره رو فقط نگاه کنیم دقت کنید فقط نگاه کنیم (مثل بز!)
پیر بشیم بهتره!
پ.ن : این عکس بالا یه جوونه که داره به دوردست ها نگاه می کنه!
بعضی اوقات آدم دوست داره تنها باشه یا تنهاییش رو با چندتا حیوون بگذرونه تا با آدمهایی که فقط ظاهری از انسان دارند ولی شاید باطنشون از خیلی حیوون ها هم ترسناک تر باشه.
شاید خدا این همه حیوون رو آفریده تا به ما بگه بعضی انسانها از این حیوون ها هم پایین تر و پست ترند.وقتی یه حیوون، حیوون دیگه ای رو از بین می بره نمی تونیم بهش خرده بگیریم چونکه طبیعتش اینه و برای بقا باید این کار رو بکنه اما انسانها چی؟
من با مکانی به اسم سیرک و باغ وحش مشکل دارم.چرا حیوونی که باید در محیطی مثل جنگل زندگی کنه باید برای انسانها نمایش بازی کنه؟ من راجع به حمایت از حیوانات صحبت نمی کنم بلکه میخوام بگم ارزش بعضی انسانها از همین حیوونها هم کمتره!ممکنه شما هم با فردی برخورد کردید که پیش خودتون گفتید عجب حیوونیه ولی قطعا یه حیوون خیلی با احساس تر و پاک تر از اون آدمه.
عذر می خوام که اینقدر صریح نوشتم اما این حرفها بدجوری روی دلم سنگینی می کرد و باید یه جایی می گفتمش.

هر روز میگذره و من بزرگتر می شم،دیگه به حدی رسیدم که بتونم مسیر زندگیم رو مشخص کنم اما هنوز بچه ام،برای اون هنوز بچه ام.من تو دغدغهای پوچ زندگیم هیچ وقت نفهمیدم که او پیر و فرسوده شده و هیچ وقت نفهمیدم که او نیاز به محبت من داره.اون منو با محبت بزرگ کرده بود و من باید جواب محبتهاش رو میدادم اما من درگیر مسائل و مشکلات زندگیم بودم و سفید شدن موهاش رو نفهمیدم. شاید دیدن موفقیت ما برای او کافی باشه ولی گفتن یک جمله محبت آمیز به او تمام وجودش رو سیراب می کنه اما ما همین یک جمله رو از او دریغ می کنیم. روز پدر رو به همه ی پدرای دنیا تبریک میگم.

یکی عشق رو برای من معنی کنه.عاشق یعنی کی؟چه حسی داره که میگه عاشقم؟ عشق به جنس مخالف، عشق به ائمه، عشق به خدا هرکدومشون یه جوره.یکی واسه من اینها رو توضیح بده.چرا من این عشقها رو نمی فهمم،نمی دونم شاید خوددم عاشقم و خبر ندارم. من خانواده ام رو دوست دارم اما عاشق خانواده بودن یعنی چی؟ چطوری بعضی ها عاشق علی (ع)،عاشق خدا میشن؟
باز عشق به جنس مخالف یا عشق پدرومادر رو میشه درک کرد، شاید چون باهاشون زندگی میکنی ودر واقع بهشون عادت کردی اما عشق به کسی که 1400 سال پیش زندگی می کرده و اصلا ندیدیش رو نمی فهمم.
حتما عیب از منه
چرا که این همه آدم عاشقند، عاشق واقعی.
خواهشا" بهم اتهام بی احساس و بی عاطفه بودن نزنید، بهم بگید اگه عاشقید این عاشقی چجوریه؟چطوری عاشق شدی؟اصلا از کجا میدونی عاشقی؟ ![]()

چرا تیم ملی حذف شد؟ اصلا چرا قلعه نوعی سرمربی شد؟ چرا خونه گرون شد؟ چرا هوا گرمه؟ چرا وبلاگ نویسی با طعم کپی،پیست؟ چرا محسن چاوشی مجوز نمی گیره؟ چرا مردم دیگه شمال نمیرن؟ چرا اینقدر فاصله طبقاتی؟ چرا شبها تاریکه؟ چرا کوله پشتی رو فرزاد حسنی اجرا می کنه؟ چرا بنزین سهمیه بندی شد؟ چرا جنبه انتقاد نداریم؟ چرا...
حقیقت تلخه،اگر شنیدنش برای تو سخت است از خدا بخواه قدرت شنیدن را از تو بگیرد نه قدرت سخن گفتن دیگری را.
دوستان اگه جوابی برای این همه سوال دارند خوشحال میشم بشنوم. ![]()

شاید برای شما پیش اومده باشه که وقتی تو شرایطی هستین که تمام وقتتون پره برای زمانی برنامه ریزی می کنید که آزاد آزادین.تمام کارهای عقب افتاده،نانوشته هاتون،سفرهاتون را برای یک مدت خاصی برنامه ریزی می کنید اما تا به اون زمان می رسید و باید شروع به اجرای برنامه تون کنید،یکدفعه انگار شما رو به زمین گره زدند.هرکاری می کنید که کارهاتون رو انجام بدین نمی شه،تعطیلی حسابی بهتون چسبیده! و اینقدر در کارها تاخیر ایجاد می کنین که اون مدت خاص(تعطیلیه رو میگم) هم تمام می شه و شما می مونید با یک عالمه کارهای نکرده!
فکر می کنم این طبیعت هر انسانی باشه که تو شرایط سخت برای خودش رویاها و خیالاتی رو درست کنه تا در زمان استراحت و فراغت انجام بده اما هرگز این رویاها رنگ واقعیت نخواهد گرفت.شما هم شده برای تعطیلات آخر هفته برنامه ریزی کردین ولی هیچکدوم از اون کارها رو انجام ندادین،حالا یا بخاطر تنبلی خودتون بوده یا یه اتفاق غیر منتظره ای افتاده.
شما یه مطلب روانشناسی و مدیریت زمان نمی خونید بلکه نظرات کاملا شخصی بنده رو می خونید.اصلا به نظر من برنامه ریزی یه کار غلط و اشتباه و هیچ فایده ای نداره!چون یه اتفاق ناخواسته می تونه براحتی بهمش بریزه.برای همین من به برنامه ریزی اعتقاد ندارم و سعی می کنم در حال زندگی کنم.شما چطور؟!

مدتی هست در یاهو یک سری off هایی گذاشته می شود که در آن ازشما خواسته شده صلواتی بفرستید،دعایی کنید و خیلی خواسته های دیگه.حالا این off ها سروکله شون در sms هاهم پیدا شده و شما برای اینکه مدیون نشی باید 8،7 sms به دیگران بزنی!این پیغام ها یه اصل کلی دارند:بازی با اعتقادات.مثلا" برای فلان دختر که فلان بیماری رو داره دعا کنید یا برای فلان مریض ختم صلوات گرفتیم تو هم یه دونه صلوات بفرست و این پیغام رو واسه همه سند کن!
شاید این off ها برای برخی سرگرم کننده بوده باشه اما من رو ناراحت می کنه ، شاید باعث ناراحتی تو هم بشه اما حرفی نمی زنی.من آدم مذهبی نیستم و موقع گرفتاری یاد خدا و دینم می افتم اما از مسخره کردن اعتقاداتم ناراحت می شم،از اینکه تو رو قسم می دن به امام رضا که n تا sms بفرستی،از اینکه مدیون میشی اگه این پیغام رو واسه همه سند نکنی.آخه معنی این کارا چیه غیر از کوچک کردن دین و اعتقاداتمونه؟آیا واقعا امامهای ما برای کمک به کسی منتظر صلوات های ما هستند؟دیگه دارم شعار میدم اما ازتون می خوام،اصلا خواهش می کنم این پیام ها رو برای کسی نفرستین و با کسی هم که براتون فرستاده صحبت کنید که داره اشتبا می کنه.
این مطلب نظر شخصی من بود و هرکس که مخالف هست میتونه نظرش رو بگه.
![]()